خرید بک لینک
این آخرین سریِ عکسهایی که از خودم گرفتهام را دوباره نگاه کردم. با صورتِ نسبتاً استخوانی و موهای بلندِ مجعّدِ مشکی و خطِّ چشمِ طویل و رژِ تیره. ادا هم درآوردهام و نگاهم را فلانجور کردهام و دهانم ر

برچسب: نویسنده: بنیامین یوسفی تاريخ: دوشنبه 21 مهر 1399 ساعت: 0:06

دبیرستان نزدیکِ هزار نفر جمعیّت داشت. بعضی از زنگِ تفریحا تا از شلوغیِ راهپلّهها از طبقهی دوّم خودمون رو برسونیم به حیاط بعد از ۲-۳ دیقه زنگ میخورد و باید میرفتیم بالا. و ما همیشه آخرین نفرایی بو

برچسب: نویسنده: بنیامین یوسفی تاريخ: دوشنبه 21 مهر 1399 ساعت: 0:06

«راستش، اگر زندهام هنوز، اگر گهگاه بهنظر میرسد که حتّی پُرم از جنبشِ حیات، فقط و فقط مالِ بیجربزگیست. میدانم کسی که تا این سن خودش را نکشته بعد از این هم نخواهد کشت. به همین قناعت خواهد کرد که، برای بقاء، بهطورِ روزمرّه نابود کند خود را: با افراط در سیگار؛ با بینظمی در خواب و خوراک؛ با هر چیز که بکشد امّا در درازای ایّام؛ در مرگِ بیصدا.»

~ وردی که برّهها میخوانند- رضا قاسمی

برچسب: نویسنده: بنیامین یوسفی تاريخ: دوشنبه 21 مهر 1399 ساعت: 0:06

صفحه بندی